سلام همدم.
و سلام مسعود جان برادر عزیزم .
در این مدتی که نبودم اتفاق های زیادی برام افتاده . چی بگم ولی تصمیم دارم دوباره به این وبلاگ ادامه بدم و درد دل هامو درش بنویسم.
می گن انسان با این کار سبک تر می شه . شاید منم شدم...
این روزها کار خاصی نمی کنم جز اینکه به امیر پیام بدم. می دونم شاید بگی امیر کیه ولی امیر یه رازه . یه راز دوست داشتنی و شاید عجیب...
روزی دو سه پیام بهش می دم و سبک می شم. این پیام ها تا حدی آرومم می کنه.
الان نمی دونم چی باید بنویسم ولی این بار اومدم که بمونم. و بنویسم . یه فکرایی تو سرمه که اگر حوصله شو داشته باشم انجام می دم .
پس فعلا تا فردا یا پس فردا ...

ما را در سایت کیان قریب / کیان قریب نبود دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 12