از روزی که وارد چت روم رضا شدم و از اونجا در اومدم اونجا هم کلی دوست پیدا کردم هم دشمن .
دوستانی خالص و ناب و دشمنانی کینه ای و گاهی در قالب دوست...
بعدها متوجه شدم خیلی حرف پشت سرم در اوردن و خیلی ناراحت شدم ولی با این حال واگذار کردم به خدا ولی دیروز کسی که مثل خواهر دوستش داشتم حرفی زد که به این فکر افتادم این متن رو بنویسم .
من در زمانی که وارد چت روم رضا شدم . از دو نفر خوشم اومد اولی نیما بود از تبریز که جریانش رو می نویسم .
دومین که به عشقی دردناک برام تبدیل شد شخصی بود که خودش رو کیان قریب معرفی کرد و ابراهیم بعدها بهم گفت اسمش کامبیزه.. دیگه خدا داند حقیقت را ...
هرکسی در زندگیش شیطنت هایی کرده و من هم از این قائده مستثنی نیستم ولی هرگز کثیف و پست نبودم. لا..شی نبود و نیستم . شوخی می کردم حرف می زدم دوست بودم ولی آشغال نبودم که بخوام هر دفعه با یکی باشم . هرگز اینطور شخصیتی نداشتم و ندارم.
اونجا کسی بود که می گفت اگر با من به صورت تلفنی حرف س.ک.س.ی بزنی ماهی صد هزار تومن بهت می دم ولی با کلی فحش و بد و بیراه ردش کردم.
چون صد هزار تومن که هیچ یک میلیون هم می داد حاضر نبودم عوضی و کثیف باشم .
این متن مقدمه ایست برای مطالبی که می خوام بنویسم . فعلا این مطلب بماند تا مطلب بعدی رو به تفصیل بنویسم ان شالله ....
کیان قریب / کیان قریب نبود ...ما را در سایت کیان قریب / کیان قریب نبود دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 17