از بین کسانی که آن موقع به چت روم می اومدند یک نفر بود به اسم داداشی. (خدا رحمتش کنه)
پسر جوانی بود که یک سال از من بزرگتر بود. توی خصوصی هم دوستانه باهاش صحبت کرده بودم. پسر بدی نبود. ولی ماجرایی باعث شد با او درگیر بشم و حسابی دعوامون بشه.
یک روز مثل همیشه وارد چت روم شدم و دیدم که داداشی مدیر چت روم بهش درجه داده و مدیر شده... راستش من خیلی عصبانی شدم چون از اون قدیمی ترها بودند که لایق مدیریت و درجه ی بالا بودند ولی به خاطر خصومت یا هرچیزی به اونها این درجه نرسیده بود .
این درجه ی مدیریت حق بهنام* بود که از همان روز اولی که وارد روم شده بودم حضوری زیاد و فعال داشت و انصافا یکی از بهترین افرادی بود که در چت روم شناختم و هنوز هم یادش برایم گرامیست... و همیشه براش دعای خیر می کنم که الان هم که در کشور غریب هست ان شالله همیشه موفق و موید باشه و عاقبت بخیر باشه . حالا بعد یک پست جداگانه در موردش می ذارم چون از بهترین های چت روم بود و حقش هست که حسابی در این وبلاگ یادی ازش بکنم.
بگذریم از نظر من و انصاف ،اون درجه ی مدیریت حق بهنام بود و عقیده داشتم که داداشی نباید مدیر می شد. همون موقع ها به مدیر چت روم هم گفتم . و شروع کردم سر ناسازگاری با داداشی گذاشتن.
خیلی بهش حرف زدم حتی بهش توهین کردم و اذیت کردم چون از نظر من ناحق مدیر شده بود.
ولی با این حال با اینکه بهش توهین می کردم داداشی من رو اخراج نمی کرد چون تا قبل از اون جریان با هم خیلی خوب بودیم و مثل دو دوست و برادر و خواهر بودیم.
خلاصه بگم توی خصوصی خیلی بهش توهین کردم و بهش می گفتم این درجه حق تو نیست و فلان.. تا اینکه با هم دعوامون شد شدید ... و من قهر کردم و ازش حلالیت هم نخواستم تا اینکه ...
تا اینکه مدتی بعد خبر قتل داداشی به گوشم رسید.!!!!! خیلی برام باورنکردنی و شوکه کننده بود اصلا باورم نمی شد داداشی کشته شده باشه. ولی متاسفانه این قضیه حقیقت داشت و حتی یکی از بچه ها به مراسم ختمش هم رفته بود...
و از این بیشتر ناراحت بودم که بدون اینکه ازش کسب حلالیت کنم ، از دنیا رفته و این عذاب وجدان من رو بیشتر کرده بود...
ریا نباشه یک جزء قرآن برایش خواندم تا شاید حلالم کنه ولی الان هم اگر گاهی به فکرش بیفتم همش می ترسم نکنه روحش حلالم نکرده باشه... و ای کاش تا وقتی زنده بود به خاطر هیچ و پوچ ناراحتش نمی کردم و باعث دعوای بین مون نمی شدم .
به هر حال برای روح مرحوم داداشی صلواتی می فرستم و از خدا می خواهم کاری کنه که روح مرحوم داداشی من رو ببخشه و حلالم کنه. و ای کاش ما انسان ها در زمان زندگانی قدر هم رو بدونیم و همدیگه رو اذیت نکنیم و از خدا می خوام کمکم کنه که دیگر باعث اذیت کسی نباشم . ان شاءالله ...
شادی روح مرحوم داداشی این صلوات رو می فرستم ...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم
کیان قریب / کیان قریب نبود ...ما را در سایت کیان قریب / کیان قریب نبود دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13