24 تیر تولد کیان
-
تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 5:36
امروز،بیست و چهارم تیر تولد کیانه. نمی دونم چی بگم . ولی خواستم یادی،ازش کرده باشم. کسی که به خاطرش چند ساله دارم عذاب می،کشم . تولدش گرامی
قابل توجه کانیا
-
تاریخ: 1396/4/23 ساعت: 13:18
کانیا خانوم اون آشغالی که اسمشو آوردی فقط یه دختر خرابه که کارش هرزگی و باج گرفتن از این و اونه. همین کثافتی که گفتی حق با اونه یه دختر بی اصل و نسب و پسربازه که بدترین فحش های ناموسی مثل نقل و نبات رو زبونشه. شوخی هاش هم فحش های ناموسیه که حتی پسرها هم نمی زنن از این حرفها. همین آشغال خانوم بلایی
مهتاب مزاحم نشو
-
تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 1:20
مهتاب انقدر جرات نداری پیام عمومی بدی پس پیام نده . مهتاب دیگه مزاحم نشو و وقت من رو نگیر ازت خوشم نمیاد پس نیا و پیام نده .. از تو و دار و دسته ت خوشم نمیاد . من پشیمونم از دوستی با تو و پیام و دیگران پس پیام نده دیگه . حالمو به هم نزن
فرق دوست با دشمن
-
تاریخ: 1396/4/21 ساعت: 1:20
من در کل دوست خوب و وفاداری هستم تا زمانی که همین برخورد رو از دوستم ببینم. ولی وقتی می بینم کسی بی جهت دوستی رو خراب می کنه دیگه برام ارزشش رو از دست می ده و برای من با دشمن هیچ فرقی نمی کنه. مثال :پیام که تو دعوامون گفت من دوست نبودم مجازی بودم . دیگه مهم نیست چی بود کی بود چی کار کرد . پیام
دایه دلسوزتر از مادر. نشید لطفا
-
تاریخ: 1396/4/17 ساعت: 21:50
مهتاب خانم من نه با پیام کار دارم نه با شما.. دوستی تون مبارک هم دیگه باشه من با دوستان دو رو کاری ندارم .دوست واقعی نبودین برای من ... به هم برسین بسه عمه و برادرزاده
مسعود نظرت چیه؟
-
تاریخ: 1396/4/17 ساعت: 21:50
می گم به نظرت این وبلاگ رو تعطیل کنم به نظرت خوبه مسعود؟ هرچی تو بگی انجام می دم . چون نظرت برام خیلی مهمه داداش
خسته از دورویی ها
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 10:10
مسعود نه داداش من خودم خودم رو ناراحت نکردم از دست دشمنان دوست نما ناراحتم که چطور 4 سال در اسم دوست کنارم بودند و من نشناختم . ولی بهتر شد که الان هم شناختم دشمن رو. دیگه از این به بعد مراقبم با هر کس و ناکسی دوست نباشم و دشمنانم رو خوب بشناسم . کسی که دشمن من باشه از یه سوسک هم در نظرم کثیف تر و ب...
صوت غم
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 9:28
به زودی به صورت صوتی از غم و رنجی که از بابت کیان کشیدم مطلب می ذارم. با صدای خودم و بی تغییر
نکته
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 19:25
همان بهتر که دشمنان دوست نما قظع رابطه کنند دیر دشمنانم رو می شناسم
شهادت حضرت امیرالمومنین علیه السلام تسلیت باد
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 10:44
شهادت حضرت امیرالمومنین علیه السلام تسلیت باد توی این دنیای مجازی هیچ کدوم از دوستام مذهبی نبودن . مهم نیست دیگه دوستی هم ندارم جز مسعود19 عزیز. ولی به کوری چشم دشمنان امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام این مطلب رو می ذارم. شام ضربت خوردن مولا علیـــست اشک خون بر چشم هر اهل دلیست دیدگانِ موم
بیمارستان
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 10:44
الان راهی بیمارستانم. تو رو خدا دعا کنید برام . الان نمی تونم بنویسم چی شده. یکی دو روز اینده می نویسم فقط خواهش می کنم دعا کنید برام چیزیش نشه ...
خاطرات صوتی
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 21:23
تصمیم گرفتم در مورد خودم و کیان به صورت صوتی حرف بزنم . و بذارم تو وبلاگ البته صدامو موقع ضبط کردن تغییر می دم که صدای خودم قابل تشخیص نباشه اینجوری شاید دردی که توی وجودمه رو بهتر درک کنین و انقدر برای این عشق و این حسرتی که دارم من رو سرزنش نکنین
امروز 19 خرداد...
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 6:58
امروز 19 خرداد سالگرد تولد عشقی که نابودم کرد 4 سال گشت چه زود . می خواستم مطلب بذارم ولی یه مشکلی دارم که فعلا نمی شه ... ای خدا این انسان های بی احساسی که حس من رو به ریشخند می گیرند به درد عشق دچار کن تا بفهمند این حس من عشق هست و دیوانگی نیست... الهی آمین
یک خاطره ی دیگر از چت روم ...4 سال قبل
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 13:37
وقتی وارد چت روم رضا که اون وقت مدیرش امید بود ، شدم . خیلی تنها بودم .در دنیای واقعی دوستی نداشتم و رفت و آمدی هم نداشتیم. برای همین خیلی حس تنهایی می کردم و به خاطر همین خیلی زود جذب محیط اونجا شدم. اونجا علاوه بر دوستانم مزاحمانی هم داشتم که الان در این قسمت می خوام به یکی از همین مزاحم ها اشاره
یادش گرامی...امیدوارم حلالم کرده باشد...
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 13:37
از بین کسانی که آن موقع به چت روم می اومدند یک نفر بود به اسم داداشی. (خدا رحمتش کنه) پسر جوانی بود که یک سال از من بزرگتر بود. توی خصوصی هم دوستانه باهاش صحبت کرده بودم. پسر بدی نبود. ولی ماجرایی باعث شد با او درگیر بشم و حسابی دعوامون بشه. یک روز مثل همیشه وارد چت روم شدم و دیدم که داداشی مدیر چت
ردیابی کیان...
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 13:37
من برای اینکه بتونم کیان رو پیدا کنم و ببینمش تا حسرت به دل از دنیا نروم با چند تا از مهندسین شهر کیان صحبت کردم . که طی تحقیقاتی که انجام دادن و من هم قبلا انجام داده بودم ثابت شد که اصلا مهندسی به نام کیان قریب در نظام مهندسی اون استان ثبت نشده و همونطور که حدس می زدم اسم واقعی کیان این نیست. ح
یک حقیقت در مورد خودم...
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 13:37
این حرفی که می خوام بزنم حقیقتی هست که تا حالا توی وبلاگ ننوشته بودم و کسی از بچه ها هم این واقعیت رو در مورد من نمی دونه . من از اون دسته افراد مونثی هستم که عاشق اینم که برده باشم .. یعنی ارباب داشته باشم و خودم هم برده ش باشم... یادمه همون روز 19 خرداد که با کیان اس ام اس بازی می کردیم ما اسباب
سالروز آشنایی من با کیان قریب ...
-
تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 11:35
4 سال قبل: نشسته بودم توی اتاق. توی چت روم با بچه ها توی عمومی حرف می زدیم . بابام اومد پیشم گفت: اینجاها چت می کنی حواست باشه به کسی دلبسته نشی... زدم به شوخی ، خندیدم و گفتم: نه بابا اینا همش سرکاریه . گفت: یه زنه بود قدیما با یه نفر تلفنی آشنا شده بود چون عاشق صدای طرف شده بود از جنون کارش به دیو
بچه ها..
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 12:21
انصافا من خیلی بی،شعورم فقط بلدم با حرفام آدم های خوب رو اذیت کنم. یه مدته به خاطر مسائلی در خانواده م خیلی تحت فشارم تو رو خدا منو ببخشید بخدا چت روم خوب کی،سراغ داره؟ هر کی سراغ داره و بهم نگه و منو نبره الهی کچل شه
آنچه از دوست رسد نیکوست...
-
تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 12:21
امشب مرا راندند و این دل گریه ها کرد اشک غم و غصه به چشمانم رها کرد درمانده و رانده شدم از سمت آن که من را به رسم مهربانی آشنا کرد